۱۸ بهمن , ۱۳۹۳

فری لنسر عموماً به کسی اتلاق می شود که به صورت غیر وابسته یا پروژه ای برای چند شرکت مختلف کار می کند (در مقابلِ کارمند که برای یک شرکت کار می کند و باید در محل کار حضور فیزیکی داشته باشد). مدیریت زمان امر چالش برانگیزی برای همه ی مردم به شمار می آید، چه برسد به فری لنسرها. این افراد نه تنها باید روی پروژه های کنونی شان کار کنند بلکه همزمان باید با چندین و چند مشتری سر و کله بزنند تا پروژه ی جدیدی گیرشان بیاید. اکنون می خواهیم چند استراتژی به فری لنسرها معرفی کنیم تا شما را در مدیریت زمان پروژه های تان یاری کنند. استفاده از تکنیک های مدیریت زمان نظیر تکنیک پومودورو یا تکنیک نیکسینگ (راه های جلوگیری از حواس پرتی) برای کسانی که به صورت فری لنس کار می کنند لازم است. برای مثال تکنیک پومودورو زمان کار کردن را به قاچ های زمانی ۲۵ دقیقه ای تقسیم می کند – زمانی که برای درست کردن سس پومودورو لازم است – و بعد از هر قاچ زمانی ۵ دقیقه استراحت کنید. بعد از گذشتن ۴ قاچ زمانی، ۲۰ دقیقه استراحت کنید. با این حال فری لنسری که چند کار متفاوت روی سرش ریخته است، چند رئیس مختلف دارد و برای انجام دادن پروژه هایش ناچار است اولویت ها و راهکارهای گوناگونی را اتخاذ کند، می بایست در زمینه ی مدیریت زمان خیلی منسجم تر عمل کند.

Time-Management

مشتریان خود را با دقت انتخاب کنید

وقتی بخواهید مستقل کار کنید، اولین نگرانی شما این است که آیا اصلاً مشتری پیدا می کنید یا نه. با مدتی پشتکار به خرج دادن و به اصطلاح ” خاک خوری کردن” کم کم تعداد مشتریان تان زیاد می شود تا به جایی که برای کار کردن وسواس به خرج می دهید و هر کاری را قبول نمی کنید. پروژه های کوچک همان میزان کار اداری و لجستیکی را می طلبند که پروژه های بزرگ نیاز دارند. به همین دلیل است که فری لنسرها عموماً از قبول کارهای کوچک سر باز می زنند – چون باید به یک اندازه برای هر دو کار وقت بگذارند در حالی که در کارهای کوچک چیزی عایدشان نمی شود. اگر همین وقت را روی پروژه های بزرگ بگذارند، به خاطر یک دست بودن مطالب، می توانند منسجم تر برنامه ریزی زمانی کنند و کمتر علاف کارهای جانبی شوند. بعضی از مشتری ها هم واقعاً سرطان هستند. حتی اگر پروژه ی بزرگی از طرف این جور مشتری ها برسد، عاقلانه این است که همه ی عوامل را سبک سنگین کنیم. برای مثال با مشتری ای کار می کنید که دائم برایتان کار می فرستد، اما هر کاری را که برایش می فرستید ایراد می گیرد و در پرداخت هایش اشک آدم را در می آورد. از طرف دیگر، یک فری لنسر باید همیشه وقت های خالی ای را برای خود کنار بگذارد تا بتواند پروژه های هیجان انگیز احتمالی دیگری را نیز قبول کند، چه آن هایی که فقط رزومه ی کاری را پُر ملات تر می کنند و چه آن پروژه هایی که توانایی های شما را به چالش می کشند. توصیه می کنیم اگر به عنوان فری لنسر کار می کنید، برای ۲۰% از وقت تان به هیچ کس قول ندهید تا اگر چنین پروژه هایی به تورتان خورد استفاده کنید.

نرخ خود را بالا نگه دارید

وقت طلاست اما هر چقدر بیشتر پول در بیاورید، معنی اش این است که وقت خود را محدودتر کرده اید. برای تخصص خود ارزش قائل شوید. اگر به اندازه ی زمانی که پای کار گذاشته اید پول در نیاورید، بعد از مدتی دچار این احساس می شوید که صبح تا شب، مفت و مجانی خرکاری می کنید. اگر فری لنسر باشید، هر دقیقه ای که کار نکنید، همان دقیقه ای است که پول در نمی آورید. شاید در ابتدا این کار ترسناک باشد، اما سعی کنید با مذاکره کردن و چانه زدن نرخ خود را بالاتر ببرید تا با احساس بهتری پروژه را انجام بدهید. این روحیه باعث می شود انعطاف پذیری لازم برای نه گفتن به بعضی پروژه ها را بدست بیاورید تا وقت بیشتری برای کارهای با ارزش تر داشته باشید.

بیشتر از آنچه فکر می کنید لازم است، وقت بگیرید

انتخاب پروژه های درست و تعیین نرخ از اصول فری لنسر بودن است. مؤلفه ی پر اهمیت دیگر زمان دهی است. همیشه هنگامی که می خواهید به مشتری زمان بدهید، مقداری فراتر از آن تایمی که واقعاً لازم دارید را تخمین بزنید. هیچ وقت نمی توانید اطمینان داشته باشید که آیا ممکن است پیچیدگی هایی در کار به وجود بیاید یا اینکه کار جدید با کار دیگری تداخل پیدا کرده و پیش بینی اولیه تان را به هم بزند. فرض می کنیم شما در میدان انقلاب تهران یک زیرپله ای اجاره کرده اید و مقاله های دکترا و کارشناسی ارشد سر هم می کنید. سمبل کردن یک مقاله ی کارشناسی ارشد ۳ روز وقت می برد و شما هم همان ۳ روز را مهلت گرفته اید. تا می خواهید شروع به کار بکنید برق می رود و یادتان می آید که باتری لپ تاپ تان را نیز به گارانتی فرستاده اید. زیرپله ای را می بندید که به خانه بروید و آنجا ادامه ی کار را انجام بدهید که متوجه می شوید کارمندان مترو و بی آر تی اعتصاب کرده اند و میدان انقلاب و خیابان های دور و بر آن را بسته اند. بالاخره با هر مشقتی هست به خانه می رسید و لپ تاپ را به برق می زنید و مرورگر خود را باز می کنید تا بتوانید مطالب مورد نظر را از سایت ویکی پدیا کپی پیست کنید که متوجه می شوید در اقدامی غیر منتظره گوگل و یاهو پولی شده اند. به این ترتیب ۱ روز از وقت تان به هدر رفت دریغ از اینکه از قبل چاره ای برای آن اندیشیده باشید. این بدبیاری ها به قوانین مورفی معروف هستند. با این وجود کماکان می توانید به دریافت پول از مشتری امید داشته باشید، زیرا اکثر ددلاین ها قابل مذاکره هستند. در اصل خود مشتری ها هم تاریخ نزدیک تری را برای دریافت پروژه ی خود اعلام می کنند تا اگر شما نتوانستید به موقع کار را برسانید خاک دیگری بر سر خود بریزند؛ با این حال برای اینکه خیال تان راحت تر باشد هنگام تحویل گرفتن کار، زمان بیشتری را برای تحویل دادن درخواست کنید و هیچ وقت هم قول سفت و سختی به مشتری ندهید.

برای خودتان تقویم درست کنید

برداشتن چند هندوانه با یک دست امکان پذیر نیست. به جای این کار باید ساعات یا روزهای هفته را به کارهای مشخصی اختصاص دهید. می دانیم که اکثر کسانی که به طور مستقل برای خودشان کار می کنند از روتین کار کردن بیزارند، اما وقتی مشتریان زیادی سرتان خراب شوند باید با یک برنامه ی زمان بندی شده ی منظم به سراغ کارهای شان بروید تا در وقت و انرژی خود صرفه جویی کنید.

از لوازم مختلف برای یادآوری برنامه زمان بندی تان استفاده کنید

هر کسی سیستم خود را دارد. بعضی ها با تیک زدن در تقویم دیواری راحت ترند، بعضی ها دائم با خود سررسید این طرف و آن طرف می برند و جدیداً هم مردم کارشان را با وسائل و ابزار دیجیتالی نظیر گوشی های تلفن و یا ایجاد یک Trello (تابلوی اعلانات اینترنتی) پیش می برند. هنگامی که می خواهید بر روی یک پروژه تمرکز کنید، انواع و اقسام ایده های مربوط به پروژه های دیگر به مغز شما هجوم می آورند. مثلاً به عنوان یک فیلم ساز مستقل می خواهید برای دل خودتان فیلمی با مضمون “زمین جایی برای همزیستی مسالمت آمیز انسان و حیوان” درست کنید و هم زمان پروژه ای با عنوان ” ریشه کن کردن سگ های خیابانی” برای شهرداری در دست ساخت دارید. سعی کنید کاغذی دم دست داشته باشید تا اگر ایده ای برای هر یک از این دو کار به ذهن تان رسید را یادداشت کنید.

نکات پیش پا افتاده ی مدیریت زمان را در ذهن داشته باشید

.پروژه ها را بر اساس ددلاین و حجم کار مورد نیاز اولویت بندی کنید – نه اینکه مثل گرگ وسط گله بیفتید؛

· تایم نهار و استراحت تان را برنامه ریزی کنید تا وسط کار بی حوصله نشوید؛

· هیچ وقت حجم کاری که در ۱۵ دقیقه می توانید پیش ببرید را دستکم نگیرید. این ۱۵ دقیقه ها در طول روز و هفته جمع می شوند و بعداً به چشم می آیند. ۱۵ دقیقه کار متمرکز شما به ۱ ساعت کار هردمبیل می ارزد؛

· انرژی خود را مدیریت کنید: وقتی که زوارتان در رفته است به خرده کارها رسیدگی کنید. وقتی که حسابی سرحال هستید کارهای سخت تر را در دست بگیرید. هنگامی هم که تمرکز ندارید استراحت کنید؛

· Wi-Fi گوشی را خاموش کنید تا کرم درون تان از وود وود کردن بیفتد؛

· از سیستم تعویق اندازی ساختاریافته استفاده کنید (در لیست پروژه های در دست اقدام، آسان ترها را به بالای لیست ببرید)؛

· لیستی از پروژه های فعال را ثبت کنید و وظایف بعدی مورد نیاز هر پروژه را جلوی آن یادداشت کنید؛

به خود انگیزه بدهید

نهایتاً به سخت ترین قسمت مدیریت زمان رسیدیم (اگر معضل ضیق وقت رخصت دهد) که نبرد به تعویق اندازی کار و انجام دادن آن است. اینجا نکاتی را به شما می گوییم که مخصوص فری لنسرهاست: یک کم بیشتر کار کنید؛ اگر قرار گذاشته اید که تا ساعت ۶ کار کنید، یک ربع دیرتر دست از کار بکشید از سیستم چوب و هویج استفاده کنید؛عکس چیزی که مدت هاست می خواهید بخرید را روی بک گراند کامپیوترتان بیندازید تا حس کار کردن تان جاری شود بچه دار شوید؛ جدی نگیرید، شوخی کردیم. اما کیست که منکر نقش تعهد در نحوه ی کار کردن شود. هر چه تعهدتان بیشتر باشد با انگیزه تر کار می کنید. و در آخر اینکه زیاد هم کار نکنید. بعضی مواقع هم بد نیست گورتان را گم کنید بروید خانه استراحت کنید.

رتبه دهی به این مطلب
اين مطلب را به اشتراك بگذاريد
  • Facebook
  • Twitter
  • Google+
  • Linkedin

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>